X
تبلیغات
ღ♥ღاین جا دیگه کجاس؟ღ♥ღ


ღ♥ღاین جا دیگه کجاس؟ღ♥ღ

♥هرجا که عشق خیمه کند جا عقل نیست....♥

نظرارو تایید کردم اما بدون جواب !

تاريخ سه شنبه 1392/05/29سـاعت 16:21 نويسنده zahra&fatemeh| |


سلام

یاد روزای قشنگ پارسال بخیر...اون ذوق و صمیمیتی که بچه ها داشتن...

یاد اون مهمونیا و جشنامون بخیر...

اون روزی که اینجارو زدیم اصلا فک نمیکردیم که یروز بخواد همچین پستی توش

نوشته بشه اما شد....

اگه ناراحتتون کردیم حلالمون کنید....

مراقب خودتون باشید !!!


تاريخ جمعه 1392/05/18سـاعت 18:51 نويسنده zahra&fatemeh| |

ایران بالاتر از فرانسه، لهستان و امریکا در مکان نهم

 رده بندی جهانیfivb اعلام شد که ایران بعد المان و صربستان در جایگاه نهم قرار

گرفت .

این موفقیت و تبریک می گم به همه دوستان 

خوب می دونم که اخبار مهمه والی هم تموم شده و همگی در دوران افسردگی

بهد ازمسابقات سپری می کنید.

ولی تا ما رو دارید غم نداشته باشید ما در همه حال شریک شادی و غم شمائیم ،

فقط کافیست به ادرس www.iraniangirls2.blogfa.comمراجعه کنید.

هه هه الان تبلیغو داشتین

راستش پست قبلی دیگه نظراتش خیلی زیاد شده بود گفتم بچه ها اذیت میشن

همین جوری یه پست بذارم رفتم سایته فدراسیونم خبری نبود .

راستی یه چیز دیگه اگه اومدین نظر بذارین هیچ عددی برای نمایش نبود عصبانی

نشین فک کنم بلاگفا دوبار غاطیده ،تقصیر منم نیست من هر وبی رفتم همین جوری بود...


خوش باشید
برچسب‌ها: والیبال, والیبال دوستان
تاريخ شنبه 1392/04/29سـاعت 12:55 نويسنده zahra&fatemeh| |

اطلاعیه ی باطل شد.....


تمامی بلیط ها فروخته شد ....


تلاش ما = تلف کردن وقت!


 به این واسطه سه روز عزای عمومی اعلام شد!




تاريخ سه شنبه 1392/04/18سـاعت 0:34 نويسنده zahra&fatemeh| |

بعد از سفر ملی پوشان والیبال و کسب 9 امتیاز ارزشمند بچه ها و تماشاگران

سر از پا نمی شناختند و در نهایت مثه اینکه کار دست خودشون دادن...هه هه

پس از پایان بازی ایران و کوبا طی درخواست های متعدد از طرف تماشاگران و

بازیکنان مبنی بر دنس و ایجاد حرکات موزون از سوی برترین مدافع لیگ جهانی

محمد خان موسوی ،حرکات جالب از سوی این بازیکن دیده شد .


تماشاگران و بازیکنان :ممد باید برقصه ،ممد باید برقصه




امیر و مهدی :مگه میشه دل این تماشاگرا رو بشکنی

محمد:باشه میام بابا ول کن

مباشری:جریان چیه؟!؟!؟بازی تموم شده؟



                                         گوشه ای از حرکات بندری

با عرض پوزش مشکل از مبدا تصاویر در کوبا است .تصاویر محدود است .

البته مهدوی رو بیشتر جو رفته .




محمد پس از پایان مراسم :ممنون من متعلق به همه شما هستم

وجدان خبیث محمد :ای کاش این مراسم تو ایتالیا بود تماشاگرا خیلی پایه بودن

حیف شانس نداریم که...



واکنش معروف به این جریان :خجالت نمی کشین این مسخره بازی رو راه انداختین

مهدوی :ببین سعید انقد گوشه گیری کردی یه قلمبه جلو موهات یهو سفید شده



خبرنگار کوبایی:چه گورا منهابیلها چه گورا یفنمیسخسغ چه گورا ؟

چی میگی تو؟!؟!؟ببین فقط همین و بدون من قاطی اونا نیستم...



دوستان عزیز این داستان کاملا ساختگی است وصرفا  جهت خنده و درخواست بسیاری

از دوستان برای نمایش عکس های اقای محمد موسوی  است .

امید اینکه مورد توجه قرار گیرد.


برچسب‌ها: لیگ جهانی, رقص موسوی, والیبال, طنز
تاريخ دوشنبه 1392/04/17سـاعت 2:29 نويسنده zahra&fatemeh| |

دوستان عزیز تهرانی و غیر تهرانی ....

ازتون خواهش میکنیم که شما ام یه تلاشی بکنید تا بتونیم برا بازیای المان

بریم استادیوم....اینجا واستون شماره و ایمیل افراد و سازمان های مرتبطو

میزاریم تا بهشون میل بدید براشون نظر بدید و زنگ بزنید روابط عمومیشون و

ازشون بخوایید که ورود بانوان رو ازاد کنن...ممنون....

مرکز ارتباطات مردمی قوه قضاییه...

 شماره تلفن سازمان وزارت جوانان- >22661027

سایت وزارت ورزش و جوانان

ب همه اون مسئولای اونجا زنگ بزنید و ایمیل بزنید!!!

اینم شماره روابط عمومی فدراسیون والیباله!!!!->44739125

خود سایتشم ک بلدین!

اینام چن تا ایمیله دوستان عزیز خواهشششششش میکنیم ایمیل بدین در ضمن نایب رئیس fivb که خانومه باید بترکونیم ایمیلشو چون خودش خانومه شاید اون دلش بسوزه!!!هعی!

president.office.sec@fivb.org رئیس فدراسیون جهانی 

finance@fivb.orgنایب رئیسه فدراسیون

sportsevents@fivb.org مدیر رویداد های ورزشی

فعلا :-*



برچسب‌ها: اطلاعیه مهم, لیگ جهانی والیبال, ورود خانومها به ورزشگاه, دوستان والیبالی
تاريخ شنبه 1392/04/15سـاعت 11:16 نويسنده zahra&fatemeh| |

به نام خدا

قبل از شروع این پست اجازه بدین از همه دوستانمون که بعد از مدت یک سال هنوز ما رو

فراموش نکردن و به وب خودشون سر می زنن نهایت قدردانی و سپاس رو داشته باشیم ...

اینا همش از برکت والیباله ها دل ها رو به هم نزدیک میکنه .البته ناگفته نمونه که به پایان

رسیدن

درس و مشق بزرگترین نقش رو در این هم دلی داره .

خوب زیاد صحبت نمی کنیم مستقیم میریم سراغ اردوی برو بچ تیم :

تو این پست عکس هایی رو نمایش می دیم که هیش وخت ندیدین .

امید اینکه مورد توجه قرار گیرد.


نماهایی  از محمد که هرگز ندیده اید


 


و نمایی از عادل که تا کنون نه دیده اید و نه خواهید دید ،خدایی عکساش خیلی فیلمن 

معلوم نیست بچه چی دیده اینجوری گرخیده ...


 



مثه اینکه بچه ها دشمن فرضی رو شکست دادن ...بسیار مشعوف می زنن...

عادل و چه جو گرفتتش 



برچسب‌ها: تیم ملی در کوبا, والیبال, دوستداران والیبال
تاريخ جمعه 1392/04/14سـاعت 1:44 نويسنده zahra&fatemeh| |

سلام ب روی ماه تون....

بچه هاخواهشمندیم دعا کنید برا بازیای المان حداقل رامون بدن

ورزشگاه وگرنه دق میکنیم !!!

اگه بزارن بریم ورزشگاه ها یه مهمونی خوشگل برگزار میکنیم!!!!

حالا بریم سراغ چند عکس برگزیده!



و هنگامی که محمد خان و اقا عادل تصمیم ب پرواز میگیرند!!!!!

اقای نامعلوم:نه محمد نه خواهش میکنم نرو!!!!Superhero



جانم؟؟؟؟؟؟؟؟الان روبه زمین داره سرود میخونه یا سلام میده؟؟؟؟



اق فلهاد خودمون:وایسا وایسا رحمان ی دستی برا دوربین تکوت بدم!!!

رحمان خان:بابا فرهاد بیا بیخیال بریم خودم برات یه دوربین خوشگل میخررم!!!!

سعید خان خاص:اه بابا این چه ماشینیه برا ما اوردین ای بابا!!!!



محمد خان خطاب به اقای عکاس :هاا؟داش چیه؟؟اینجام دس از سر ما بر نمیداری!!!


پست بعدی ام چن تا از عکسای اقا شهرامو میزاریم ب درخواست پریسا خانوم گل!!!!Rastafari

فعلا تا پست بعدی !!!زود زود خواهیم اومد!!!


برچسب‌ها: عکس محمد موسوی, شهرام محمودی, لیگ جهانی, ورزشگاه ازادی
تاريخ چهارشنبه 1392/04/12سـاعت 17:55 نويسنده zahra&fatemeh| |

یه  سلام مخصوص به همه برو بچ ،دوستای گل ببخشید این روزا کمتر زمانی

پیدا میشه پست بزاریم .

تبریک تبریــــــــــــــــــــــک یه عالمه هرچی بگیم بازم کمه !

یه تبریک بابت برد تیم صربستان و کسب سه امتیاز که البته یه کم خبرش قدیمی

شده ولی اشاره دوباره بهش خالی از لطف نیست .

یه تبریک جانانه دیگه بابت برد تیم ایتالیا در کشور ایتالیا ....

بــــــــــــــــــــــزن کف قشنگ رو

درسته بازی دیشب رو ایتالیا با کلی شانس و کمک داور و تماشاگرا با زور و بدبختی

برد ولی همه ما می دونیم که برنده اصلی این دو تا بازی ایران بود چرا که کشور

عزیزمون 4 امتیاز و ایتالیا فقط 2 امتیاز گرفت .

راستش بازی اول با ایتالیا  ما پارک بودیم ولی دایی عزیزمون لپ تاب و انتن و باند و

کلی دم و دستگاه با خودش اورده بود ،خلاصه که بازی رو به همراه کل اعضای فامیل

تو پارک دیدیم اخرشم که ایران برد کلی چسبید جای همتون خالی 

بعدشم تو ماشین رادیو ورزش گوشیدیم ارتباط مستقیم گرفتن با ایتالیا ،تقریبا با همه

بچه ها صحبت کردن

خیلی حال داد....

حالا تبریک سوم

یه تبریک تر وتمیز به همه بر وبچه های تیم و همه دستندر کاران فدراسیون والیبال

ایران که تلاششون به ثمر نشسه حالا تیممون انقد پیشرفت کرده و حرفه ای شده

که وقتی با تیم ایتالیا دومین تیم پر افتخار لیگ جهانی و قهرمان هشت دوره این

رقابت ها بازی می کنه همه ازشون انتظار برد دارند .

امروزم که از همون ایتالیا  رفتن کوبا

به امید روزهای بهتر و فردا های قشنگ تر برای هممون به خصوص تیم ملی والیبال ...


برچسب‌ها: والیبال, برد تیم والیبال, بازی والیبال ایران و صربستان, بازی والیبال ایران و ایتالیا, تیم ملی والیبال ایران
تاريخ دوشنبه 1392/04/10سـاعت 16:56 نويسنده zahra&fatemeh| |


سلام دوستان.....

اومدم خدمت تمام دخترخانومایی ک قصد رفتن به ورزشگارو کرده بودن تسلیت بگم .....

ورود بانوان برای لیگ جهانی فقط برای اقایون ازاد هست.....این خبرو از یه نفر در فدراسیون

والیبال شنیدیم و کاملا موثق است .

اصلا دلم نمی خواست خبر بد ،بدم ولی چون می دونم یه سری دیگه از دخترا هم

هستن که بعد از اعلام فدراسیون برای خرید اینترنتی بلیت بازی ایران و صربستان مثل ما 

نمی دونن دقیقا باید چه مدل خاکی تو سرشون کنن ترجیح دادم بگم ...

حالا باید حسرت همراهی تیم و برو بچه هاش در لیگ جهانی تو دلمون بمونه

 در این که اتخاذ این تصمیم هیچ کمکی به رفع مشکلات جامعه نمی کنه شکی نیست 

واقعا حوصله بحث در مورد فرق دخترا و پسرا رو هم ندارم خسته شدم از این بحث

بی نتیجه توی هیچ کشوری واسه لیگ جهانی ورود خانوماشو ممنوع نمی کن .تو هیچ

کشوری هیچ کشوری ...

متاسفم.....متاسف.....برای جامعه ای که مسولانش چشمشون رو به روی این همه

احساسات بستن و دهانشونو باز کردن به همین راحتی نیمی ازجمعیت این مملکتو  از

فرصت همراهی تیم ملی کشورشون محروم کردن  ....

مردای ایرانیم خداییش ایولا دارن ب جای اینکه اعتراضی چیزی کنن میگن خوبه بهتر جای

مارو تنگ میکردن ینی خدای عدالتین شماها....هــــــــــــــــــــــــــــــی

اینا همون ایرانیایی نیستن  ک میگن باغیرتن؟؟؟؟؟

خدایی دلم خیلی گرفته ...

از

.

.

.

.

.

.

.


از این مرد نماهای نامرد.......


برچسب‌ها: ورود خانم ها به ورزشگاه ازادی, والیبال, لیگ جهانی
تاريخ شنبه 1392/03/25سـاعت 14:37 نويسنده zahra&fatemeh| |

اول از همه ی سلام خنک بکنیم (توی هوای گرم و طاقت فرسا میچسبه

سلام خنک خب!)ب تمام عزیزان و دوستان......

بچه ها کلی ذوخ مرگ شدیم وقتی برای پست قبلمون نظر گذاشتینو بمون ثابت کردید

ک هنوزم ب یادمون هستید....

از همین جا لپ گلی تک تک تونو میبوسیم

و اما درباره ممنوعیت خانوما ب ورزشگاه ک هنوز مبهمه و خبری ازش نیس

گیریم ممنوع کردن چی میشه مثلا فوتبالو ممنوع کردن الان خیلی موفقن؟؟؟؟

یکی نیست اخه بگه ادم حسابی بازی والیبال چ ربطی ب زنا داره شما ک زنا رو مانع پیشرفت

میدونید ی مراجعه کنید ب قران ...

.واقعا خجالت اوره ک یه نفر بیگانه (ولاسکو)میاد برد ایرانو

تقدیم خانومای ایران میکنه اون وقت یه ادم ایرانیه ...میاد اعلام میکنه ک ورود زنا ممنوعه

تا کی اخه تا کی این مسخره بازیا میخواد ادامه داشته باشه

تا طرز فکر یسریا عوض نشه ما خودمونم بکشیم هیچ غلطی نمیتونیم بکنیم والسلام..ختم کلام

ینی من الان ی همچین حسیو دارم


تاريخ سه شنبه 1392/03/21سـاعت 0:34 نويسنده zahra&fatemeh| |

اول از همه یه سلامی بکنیم ب گرمی تمام ساعات این روزای تهران

خوبین خوشین سلومتین؟؟؟؟

اونایی ک امتحاناشون تموم شده ک امیدواریم خوب داده باشن و اونایی ام ک

هنوز مونده ایشالا ک خوب بدنو زودی تموم کنن!

خب یه تبریک خوشگلم به سدیم کچلو بگیم ک تو مدرسه نمونه قبول شد!

سدیم ای کاش پارتی داشتی منم میبردی!!!

خب همون طورک خودتون خبر دارید شرو شدن لیگ جهانی همانا و  میخ شدن

مام جلو تلویزیون و پلاس شدن پای نت همانا....

انقد دلم تنگ شده واسه نظرات وب بچه ها ک شلوغ پلوغ میشه هر کی یه چیز میگه

یکی شایعه میپرونه و اینا خلاصه تابستونا چ ساعاتیو باهم داریم! 

اما خلاصه چ خوشبختانه چ متاسفانه امسالم گویا خداوند تعالی مهمونیشونو انداختن تو

تابستون!!!بعــــــله مگر فقط با کمک خودش و البته نت بگزرونیم این ساعاتو!!!

و اما درباره بازیه ایران و روسیه خداییش از حق نگذریم فوق العاده بازی کردن

(البته ست سومو یخورده خراب کردن دیگه!!)

اوخی غفور مو خوشگلاشو زده بود ! جای کاپیتانم بسی خالی بود !

(فقط درگوشی بگین کاپی خدافسی کرد ما خبر نداریم یا اتفاقی افتاده بود؟؟؟)درگوشیاااااا!

اقا پوریا ام که بابا شدن ب لطف ایزد پاک !فقط من نمیدونم جانانه اسم کجایی بچه ها؟

  اره دوستان عزیز جونم براتون بگه که امروز خیلی اتفاقی رفتیم تو یکی از سایتای خبری

دیدیم ک پریروز تولد اقا امیر بوده و ما ام یادمون رفته بود!!یهویی یادمون افتاد

ک امروزبازی دارن با روسیه !!! باور کنین انقد گیج نبودیما ولی خب چ میشه کرد تاثیرات

منفی امتحاناته دیگه!!!

بچه ها اگه نزارن بریم استادیوم چی؟؟؟؟؟ولی اینجوری ک تو سایتا میخونم نوشته بودن FIVB

گفته اگه نزارین از مسابقات حذفتون میکنیم از طرفی ام داورزنی گفته که ب ما مربوط نمیشه

تصمیم با رئیس قوه ی قضاییست !!!

بخدا اگه نزارنا استادیومو رو سرشون خراب میکنیم بابا مگه زنا ادم نیستن اخه؟


خب دیگه با اجازه شوما دوستان مرخص شیم.

پست بعدی رو زود زود خواهیم گذاشت !نیازمند یاری شما دوستانیم!

 

تاريخ جمعه 1392/03/17سـاعت 22:35 نويسنده zahra&fatemeh| |

چهار جمله که حوا نمیتونسته به ادم بگه:

1-ادمت میکنم

2-از شوهر مردم یاد بگیر

3-من قبل از تو صد تا خواستگار داشتم

4-میرم خونه ی بابام





و اما یک عشق واقعی ب روایت تصویر!!!!!



من سرم توی کار خودم بود ....


بعد یه روز یه نفرو دیدم...



اون این شکلی بود....

من یه کادو مثل این بهش دادم...



وقتی اون کادومو قبول کرد من اینجوری شدم 
 


ما تقریبا همه شبها با هم گفت و گو میکردیم ...



وقتی همکارام من و اونو توی اداره دیدن اینجوری نگاه میکردن 


و منم اینجوری بهشون جواب میدادم....

 

اما روز ولنتاین اون یه گل رز مثل این داد به یه نفر دیگه...


و من اینجوری بودم ...


بعدش اینجوری شدم ...



احساس من اینجوری بود....



بعد اینجوری شدم ....


بله....آخرش به این حال و روز افتادم.....


پدر عاشقی بسوزه.....





برچسب‌ها: عاشقی
تاريخ شنبه 1392/02/28سـاعت 18:52 نويسنده zahra&fatemeh| |

سلااااااااااااااااامی دوباره ب تمامی عزیزان..........mahsae-ali

عجب گرفتاری داریم ما از دست این درسو بندو بساطاهاااا .......nerd

اوف کلی خاک ورداشته بود اینجا تر تمیزش کردیم خوگشلش کردیم whew!

تازه ی خبر جدیدم واستون گذاشتیم ..

فقط وااااااااااااااااااااااااای ب روزگارشون اگه ورود زنا رو ممنوع کنن!waitingwaiting

اینم از خبر :

ولاسکو فهرست 22 نفره تیم ملی را اعلام کرد.

خولیو ولاسکو فهرست اولیه تیم ملی والیبال ایران را برای شرکت در رقابت های

 لیگ جهانی اعلام کرد.

به گزارش روابط عمومی فدراسیون والیبال، رقابت های لیگ جهانی والیبال در سال

 2013 از 10 خرداد ماه با حضور 18 تیم آغاز می شود و تیم ملی والیبال کشورمان

 در اولین تجربه حضور خود در این مسابقات، در گروه دوم مقابل رقبای خود به میدان

 می رود.

اما خولیو ولاسکو سرمربی تیم ملی والیبال کشورمان در آخرین روز مهلت معرفی

 بازیکنان لیگ جهانی 2013 ، اسامی 22 بازیکن ایران را برای حضور در این رقابتها

 معرفی کرد.

سعید معروف، مهدی مهدوی، محمدطاهر وادی، شهرام محمودی، امیر غفور، 

رضا قرا، پوریا فیاضی، رحمان داودی، فرهاد قائمی، آرش کشاورزی، حمزه زرینی،

 علیرضا مباشری، محمد موسوی، آرمین تشکری، عادل غلامی، علیرضا جدیدی،

 مسعود غلامی، سامان فانزی، فرهاد ظریف، آرش کمالوند، مجتبی یوسفی و

 ناصر رحیمی پناه(کس دیگه ای موند الان؟؟؟rolling on the floor)، 22 بازیکن معرفی شده به

فدراسیون جهانی والیبال هستند

 که چند روز مانده به آغاز مسابقات 12 بازیکن برای حضور در مسابقه انتخاب

 و معرفی خواهند شد.

مسابقات تیم ملی والیبال کشورمان در لیگ جهانی والیبال به ترتیب با تیم

 های روسیه، صربستان، ایتالیا، کوبا و آلمان خواهد بود.

 

برنامه مسابقات ایران در لیگ جهانی 2013 به شرح زیر است:


17 و 18 خرداد: روسیه – ایران

31 خرداد و 2 تیر : ایران - صربستان

7 و 9 تیر: ایتالیا – ایران

14 و 15 تیر: کوبا – ایران

21 و 22 تیر: ایران – آلمان


واما در اخر یک سوال؟

این جناب موسوی خان چرا با دستش مدالو نگرفته ؟؟؟؟mahsae-ali

قائمی ام داره مدالو تست میکنه گویا!!!!mahsae-ali



و اما این حمزه خان کچلو چی دیده اینطور کپ کرده؟؟؟؟؟confused



تاريخ چهارشنبه 1392/02/11سـاعت 18:56 نويسنده zahra&fatemeh| |


از فشار زندگی نترسید


                                                به یاد داشته باشید


                                                   فشار


توده زغال سنگ را به الماس تبدیل میکند

                          

              

تاريخ چهارشنبه 1391/10/20سـاعت 20:4 نويسنده zahra&fatemeh| |

دمش گرم......

باران را می گوییم!

به شانه ام زد وگفت:

خسته شده ای.....

امروز را تواستراحت کن...

من به جایت می بارم...

تاريخ یکشنبه 1391/10/10سـاعت 0:9 نويسنده zahra&fatemeh| |

بچه ها ما یه دوس جونی داشتیم اسمش شهرزاد بود ...

الان یه چن روزه ازش خبر نداریم...شما هم خبر ندارین؟؟؟ هرکی با خبر شد

اطلاع بدین مژدگانیم داره

اینم عکسشه...

                                               تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com   


تاريخ چهارشنبه 1391/10/06سـاعت 23:59 نويسنده zahra&fatemeh| |


پسر بودن یعنی....

پسر بودن یعنی برو چند تا نون بخر

پسر بودن یعنی هی شماره دادن و هی منتظر زنگ بودن

پسر بودن یعنی بد و بیراه گفتن به دخترایی که تحویلشون نمی گیرن

پسر بودن یعنی كادو خریدن برای جی اف

پسر بودن یعنی تا کی مفت خوری می كنی

پسر بودن یعنی پس كی دفترچه آماده به خدمت می گیری

پسر بودن یعنی به زور سیكل داشتن

پسر بودن یعنی بابا پس كی میری برام خاستگاری

پسر بودن یعنی مثل خر حمالی كردن

پسر بودن یعنی جوراباتو در بیار حالم به هم خورد

پسر بودن یعنی چرا كار نمیكنی ... جون بكن دیگه

پسر بودن یعنی ببخشین ماشین و خونه هم دارین كه ...

پسر بودن یعنی همه مواقع مرد خونه هستی، حتی موقع دزد اومدن

پسربودن یعنی عمراً عزیز دل بابا باشی

پسر بودن یعنی در اول جوونی سربازی در انتظارته

پسربودن یعنی هرروز یک شکست عشقی خوردن

پسر بودن یعنی همه میرن مسافرت و تو باید بمونی و خونه رو بپایی

و اما پسر بودن یعنی هزار بدبختی دیگه...


دختر بودن یعنی....

دختر بودن یعنی هر چی خانواده گفتن بگی چشم.

دختربودن یعنی یک دنیا آرزو قبل از خونه بخت

دختر بودن یعنی همونی باشی که مادر وخاله وعمه ت هستن

دختر بودن یعنی " دخترو رو چه به رانندگی؟ "

دختر بودن یعنی " شنیدی شوهر سیمین واسه ش یه سرویس طلا خریده 12 میلیون؟"

دختر بودن یعنی باید فیلم مورد علاقه تو ول کنی پاشی چایی بریزی

دختر بودن یعنی نخواستن و خواسته شدن

دختر بودن یعنی 400 نفر Add که 399 تاش عکستو میخوان

اون یکی هم ایگنورت کرده چون بهش عکس ندادی

دختر بودن یعنی " به به خانوم خوشگل....هزار ماشالااااااا...."

دختربودن یعنی " برو تو ، دم در وای نستا"

دختر بودن یعنی لباست 4 متر و نیم پارچه ببره که آقایون به گناه نیفتن

دختر بودن یعنی "خوب به سلامتی لیسانس هم که گرفتی دیگه باید شوهرت بدیم"

دختر بودن یعنی "کجا داری میری؟"

دختر بودن یعنی " تو نمیخواد بری اونجا ، من خودم میرم "

دختر بودن یعنی "کی بود بهت زنگ زد؟! با کی حرف میزدی؟"

دختر بودن یعنی " خیلی خودسر شدی"

دختر بودن یعنی اجازه گرفتن واسه هرچی ،حتی نفس کشی

اینم عکس تیم ملی فوتبال بانوان عربستان

تاريخ یکشنبه 1391/10/03سـاعت 19:25 نويسنده zahra&fatemeh| |


 


     یلدا یعنی یادمان باشد که زندگی آنقدر کوتاه است که یک دقیقه بیشتر با هم بودن را

      باید جشن گرفت

                                                                             یلداتون مبارک.



تاريخ پنجشنبه 1391/09/30سـاعت 12:20 نويسنده zahra&fatemeh| |

حسنی نگو جوون بگو
  علاف و چش چرون بگو

  موی ژلی ،ابرو کوتاه ،زبون دراز ، واه واه واه
  نه سیما جون ،نه رعنا جون

  نه نازی و پریسا جون
  هیچ کس باهاش رفیق نبود

  تنها توی کافی شاپ
  نگاه می کرد به بشقاب !

  باباش می گفت : حسنی می ری به سر بازی ؟
  نه نمی رم نه نمی رم

  به دخترا دل می بازی ؟!
  نه نمی دم نه نمی دم


  گل پری جون با زانتیا
  ویبره می رفت تو کوچه ها

  گلیه چرا ویبره میری ؟
  دارم میرم به سلمونی

  که شب برم به مهمونی
  گلی خانوم نازنین با زانتیای نقطه چین

  یه کمی به من سواری می دی ؟!
  نه که نمی دم

  چرا نمی دی ؟
  واسه اینکه من قشنگم ، درس خونم وزرنگم
 
  اما تو چی ؟
  نه کا رداری ؟ نه مال داری ؟ فقط هزار خیال داری
  موی ژلی ،ابرو کوتاه ، زبون دراز ،واه واه واه


  در واشد و پریچه
  با ناز اومد توو کوچه

  پری کوچولو ، تپل مپولو ، میای با من بریم بیرون ؟
  مامان پری ،از اون بالا

  نگاه می کرد توو کوچه را
  داد زد وگفت : اوی ! بی حیا

  برو خونه تون تورا بخدا
  دختر ریزه میزه

  حسابی فرز وتیزه
  اما تو چی ؟

  نه کار داری ؟ نه مال داری ؟ فقط هزار خیال داری
  موی ژلی ،ابرو کوتاه ،زبون دراز ،واه واه واه

  نازی اومد از استخر
  تو پوپکی یا نازی ؟

  من نازی جوانم
  میای بریم کافی شاپ؟
  نه جانم

  چرا نمی ای ؟
  واسه اینکه من صبح تا غروب ،پایین ،بالا ،شمال ،جنوب ،دنبال یک    شوهرخوب

  اما تو چی ؟
  نه کار داری ؟ نه مال داری ؟ فقط هزار خیال داری
  موی ژلی ،ابرو کوتاه ،زبون دراز ،واه واه واه


  حسنی یهو مثه جت
  رسید به یک کافی نت

  ان شد ورفت تو چت رووم
  گپید با صدتا خانووم!

  هیشکی نگفت کی هستی ؟
  چی کاره ای چی هستی ؟

  تو دنیای مجازی
  علافی کرد وبازی

  خوشحال وشادمونه
  رفت ورسید به خونه

  باباش که گفت: حسنی برات زن بگیرم ؟
  اره می خوام اره میخوام

  چاهارتا شرعن بگیرم ؟
  اره می خوام اره میخوام

  حسنی اومد موهاشو
  یه خورده ابروهاشو

  درست وراست وریس کرد
  رفت و توو کوچه فیس کرد

  یه زن گرفت وشاد شد
  زی ذی شد و دوماد شد
.

تاريخ یکشنبه 1391/09/19سـاعت 1:49 نويسنده zahra&fatemeh| |

                                  

 

              girl.gif

    بچه ها به نظرتون پسره زیادی بی عرضه اس یا دختره زیادی قدرتمنده؟؟؟؟؟؟؟

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

تاريخ شنبه 1391/09/11سـاعت 16:25 نويسنده zahra&fatemeh| |

آیا از جنگ بین دو جنس (زن و مرد) خسته نشده اید؟

 


زنان و مردان باهم متفاوت هستند،

در این دو نکته تردیدی نیست.


ولی به جای تاکید روی کیفیت های منفی زن و مرد ،


چرا روی نقاط مثبت آنها تاکید نکنیم؟



بیایید از خانم ها شروع کنیم:


زن ها مهربان ، عاشق و دلسوزند.


زن ها وقتی خوشحالند گریه میکنند.


زن ها برای نشان دادن توجه و علاقه همیشه کارهای کوچکی

انجام میدهند.


زن ها برای دستیابی به بهترین چیزها برای همسر و فرزندانشان

 دریغ نمی کنند.


زن ها قدرت این را دارند که وقتی خیلی خسته هستند و نمی توانند

روی پا بایستند ، لبخند بزنند.



زن ها می دانند چگونه یک وعده شام یا ناهار معمولی را به یک

فرصت تبدیل کنند.


زن ها می دانند چگونه از پول خود بهترین استفاده را ببرند.


زن ها می دانند که چگونه یک دوست بیمار را تیمار کنند.


زن ها شادی و خنده را به دنیا ارزانی می دارند.


زن ها می دانند چگونه ساعت های متوالی کودکان را سرگرم کنند.


زن ها صادق و وفادار هستند.


زن ها در زیر آن ظاهر نحیف ، اراده پولادین دارند.


زن ها برای یاری رساندن به دوست محتاجشان، همه کار انجام

می دهند.


زن ها از بی عدالتی به آسانی به گریه می افتد.


زن ها می دانند چگونه به یک مرد احساس پادشاه بودن بدهند.


زن ها دنیا را مکانی شادتر برای زندگی می سازند.


.
.

.

.

.

.

.

.


حالا نوبت مردهاست....:


مردان برای حمل اشیاء سنگین و کشتن سوسک و عنکبوتها خوب هستند


:32::32::32::32::32::32::32::32::32:

:thankyou:

تاريخ دوشنبه 1391/08/22سـاعت 14:40 نويسنده zahra&fatemeh| |

دکتر شریعتی این جمله رو خداییش راست گفته:

"مرد ها در چار چوب عشق٬ به وسعت غیر قابل انکاری نامردند! برای اثبات کمال

نامردی آنان٬تنها همین بس که در مقابل قلب ساده و فریب خورده ی یک زن،

احساس می کنند مَردند. تاوقتی که قلب زن عاشق نشده ٬پست تر از یک ولگرد٬

 عاجز تر از یک فقیر و گدا تر از همه ی گدایان سامره. پوزه بر خاک و دست تمنا به

 پیشش گدایی میکنند!اما وقتی که خیالشان از بابت قلب زن راحت شد ٬به یک باره

یادشان می افتد که خدا مَردشان آفریده و آنگاه کمال مردانگی را در نهایت نامردی

 جست و جو میکنند!

 

تاريخ شنبه 1391/08/20سـاعت 12:47 نويسنده zahra&fatemeh| |

داشتم با ماشینم می رفتم سر کار که موبایلم زنگ خورد گفتم بفرمایید الووو..

فقط فوت کرد ! گفتم اگه مزاحمی یه فوت کن اگه میخوای با من دوست بشی

دوتا فوت کن . دوتا فوت کرد . گفتم اگه زشتی یه فوت کن اگه خوشگلی دوتا

فوت کن دوتا فوت کرد . گفتم اگه اهل قرار نیستی یه فوت کن اگه هستی دوتا

فوت کن دوتا فوت کرد . گفتم من فردا میخوام برم رستوران شاندیز اگه ساعت

دوازده نمیتونی بیای یه فوت کن اگه میتونی بیای دوتا فوت کن دوباره دوتا فوت

کرد . با خوشحالی گوشی رو قطع کردم فردا صبح حسابی بخودم رسیدم بهترین

لباسمو پوشیدم و با ادکلن دوش گرفتم تو پوست خودم نمی گنجیدم فکرم همش

به قرار امروز بود داشتم از خونه در میومدم که زنم صدام کرد و گفت ظهر ناهار

میای خونه؟ اگه نمیای یه فوت کن اگه میای دوتا فوت کنقهقهه


برین ادامه مطلب یسری عسک خوجل بامزه در رابطه با خوردنیا گذاشتیم!



ادامـ ــه
تاريخ دوشنبه 1391/08/15سـاعت 15:5 نويسنده zahra&fatemeh| |

بيچاره دخترا اگه خوشگل باشن مي گن عجب جيگريه! اگه زشت باشن مي گن کي

اينو مي گيره! اگه تپل باشن مي گن چه گوشتيه! اگه لاغر باشن مي گن چه مردنيه!

اگه مودبانه حرف بزنن مي گن چه لفظ قلم حرف مي زنه! اگه رک و راست باشن مي گن

چه بي حياست! اگه يه خورده فکر کنن مي گن چقدر ناز مي کنه! اگه سري جواب بدن

مي گن منتظر بود! اگه تند راه برن مي گن داره مي ره سر قرار! اگه اروم راه برن

مي گن اومده بيرون دور بزنه ول بگرده! اگه با تلفن کارتي حرف بزنن مي گن با دوست

پسرشه! اگه خواستگارو رد کنه مي گن يکي رو زير سر داره! اگه حرف شوهرو پيش

بکشه مي گن سر و گوشش مي جنبه ! اگه به خودش برسه مي گن دلش شوهر مي

خواد مي خواد جلب توجه کنه ! اگه............چکار کنه بميره خوبه؟

تاريخ شنبه 1391/07/22سـاعت 23:13 نويسنده zahra&fatemeh| |

معادله ۱
انسان = خواب + خوراک + کار + تفریح
الاغ = خواب + خوراک
پس
انسان = الاغ + کار + تفریح
و بنابراین
انسان – تفریح = الاغ + کار
بعبارت دیگر
انسانی که تفریح نداره = الاغیه که فقط کار می کنه

معادله ۲
مرد = خواب + خوراک + درآمد
الاغ = خواب + خوراک
پس
مرد = الاغ + درآمد
و بنابراین
مرد – درآمد = الاغ
بعبارت دیگر
مردی که درآمد ندارد = الاغیه که فقط می خوره و می خوابه

معادله ۳
زن = خواب + خوراک + خرج پول
الاغ = خواب + خوراک
پس
زن = الاغ + خرج پول
و بنابراین
زن – خرج پول = الاغ
بعبارت دیگر
زنی که پول خرج نمی کنه = الاغیه که فقط می خوره و می خوابه

نتیجه گیری:
از معادلات ۲و۳ داریم:
مردی که درآمد ندارد = زنی که پول خرج نمی کند
پس:
فرض منطقی ۱: مردها درآمد دارند تا نگذارند زنها تبدیل به الاغ شوند.
و
فرض منطقی ۲: زنها پول خرج می کنند تا نگذارند مردها تبدیل به الاغ شوند.

بنابرین داریم …
مرد + زن = الاغ + درآمد + الاغ + خرج پول

تاريخ پنجشنبه 1391/07/13سـاعت 16:52 نويسنده zahra&fatemeh| |

 

            

یکی بود یکی نبود غیر از خدا هیچکی نبود، یه مرد بود که تنها زندگی می کرد. یه زن بود

 که اونم تنها زندگی می کرد . زن غمگین به آب رودخانه نگاه می کرد . مرد به آسمان

 نگاه می کرد و غمگین بود


خدا هم اونها را می دید و غمگین بود.


خدا به اونها گفت: 


بندگان محبوب من همدیگر را دوست بدارید و با هم مهربان باشید

 

 مرد سرش را پایین انداخت و به آب رودخانه نگاه کرد و در آب زن را دید . زن به آب

رودخانه نگاه می کرد، مرد را دید


خدا به آنها مهربانی بخشید و آنها خوشحال شدند، خدا خوشحال شد و از آسمان

 باران بارید


مرد دستهایش را بالای سر زن گرفت تا زیر باران خیس نشود، زن خندید


خدا به مرد گفت: 


به دستان تو قدرت می دهم تا خانه ای بسازی و هر دو در آن آسوده زندگی کنید


مرد زیر باران خیس شده بود، زن دستهایش را بالای سر مرد گرفت ، مرد خندید


خدا به زن گفت: 


به دستان تو همه ی زیبایی ها را می بخشم تا خانه ای را که او می سازد، زیبا کنی


مرد خانه ای ساخت و زن خانه را گرم و زیبا کرد . آنها خوشحال بودند و خدا خوشحال بود


یک روز زن، پرنده ای را دید که به جوجه هایش غذا می داد، دستهایش را به سوی

 آسمان بلند کرد تا پرنده میان دستهایش بنشیند، اما پرنده نیامد، پرواز کرد و رفت و

دستهای زن رو به آسمان ماند، مرد او را دید، کنارش نشست و دستهایش را به سوی

 آسمان بلند کرد


خدا دستهای آنها را دید که از مهربانی لبریز بودند، فرشته ها در گوش هم پچ پچی

کردند و خندیدند


خدا خندید و زمین سبز شد


خدا گفت:


از بهشت شاخه ای گل به شما خواهم داد


فرشته ها شاخه ای گل به دست مرد دادند، مرد گل را به زن داد و زن آن را در خاک

 کاشت، خاک خوش بو شد


پس از آن کودکی متولد شد که گریه می کرد، زن اشک های کودک را می دید و

 غمگین بود، فرشتها به او آموختند که چگونه طفل را در آغوش بگیرد و از شیره

جانش به او بنوشاند


مرد زن را دید که می خندد، کودکش را دید که شیر می نوشد، بر زمین نشست

 و پیشانی بر خاک گذاشت


خدا شوق مرد را دید و خندید، وقتی خدا خندید، پرنده بازگشت و بر شانه ی مرد نشست


خدا گفت: 


با کودک خود مهربان باشید ، تا مهربانی را بیاموزد، راست بگویید، تا راستگو باشد، گل

و آسمان و رود را به او نشان دهید، تا همیشه به یاد من باشد


روزهای آفتابی و بارانی از پی هم می گذشت، زمین پر شده بود از گل های رنگارنگ

 و لابلای گل ها پر شده بود از بچه هایی که شاد دنبال هم می دویدند و بازی می کردند


خدا همه چیز و همه جا را می دید


خدا دید که زیر باران مردی دستهایش را بالای سر زنی گرفته است که خیس نشود .

زنی را دید که در گوشه ای از خاک با هزاران امید شاخه ی گلی را می کارد


خدا دستهای بسیاری را دید که به سوی آسمان بلند شده اند و نگاه هایی که در آب

 رودخانه به دنبال مهربانی می گردند و پرنده هایی که... 


خدا خوشحال بود


چون دیگر


غیر از او هیچ کس تنها نبود .......

 

              تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

 

 

       ایستگاه خنده!!!!!!!!!!!!!!

 

              

عضویت در گروه اینترنتی منصور قیامت

 
 
 
                 در چین هرکی مزاحم دخترا میشه 12 ساعت باهاش اینکارو میکنن
 
                 تصورش رو کنید اگه در ایران هم اینکار بود همه رو درختا آویزون بودن!!!!
 
 
 
+ دوستان عزیز وب هنگولیده است بدجور نه میشه نظر سنجیرو ورداشت نه
 
 میشه چیزی گذاشت احتمالا ادرس وب تغییر کنه ینی یکی دیجه بسازیم !!!!
 
 
           
تاريخ پنجشنبه 1391/06/30سـاعت 20:8 نويسنده zahra&fatemeh| |

مغازه ‌داری روی شیشه مغازه ‌اش اطلاعیه‌ ای به این مضمون نصب کرده بود؛ "

توله ‌های فروشی".


پسرکی اطلاعیه را دید و بعد از چند لحظه مکث وارد مغازه شد و پرسید :


"قیمت توله‌ها چنده؟"


مغازه دار پاسخ داد: "هر جا که بری قیمتشون از ٣٠ تا ۵٠ دلاره".


پسرک دست در جیبش کرد و مقداری پول خرد بیرون آورد و گفت: من ٢ دلار و ٣٧ دارم،

می‌توانم یه نگاهی به توله‌ ها بیندازم؟


صاحب مغازه پس از لبخندی سوت زد، با صدای سوت، یک سگ ماده با پنج توله فسقلی‌اش

که بیشتر شبیه توپ‌های پشمی کوچولو بودند، پشت سر هم از لانه شان بیرون آمدند و توی

 مغازه براه افتادند. یکی از توله ‌ها به طور محسوسی می ‌لنگید و از بقیه توله ‌ها عقب

می‌افتاد. پسر کوچولو بلافاصله به آن توله لنگ که عقب مانده بود اشاره کرد و پرسید:


" اون توله‌هه چشه؟"


صاحب مغازه توضیح داد که دامپزشک بعد از معاینه اظهار کرده که آن توله فاقد حفره مفصل

 ران است 
و به همین خاطر تا آخر عمر خواهد لنگید. پسر کوچولو هیجان زده گفت:


" من همون توله رو می ‌خرم "
صاحب مغازه پاسخ داد: "نه، بهتره که اونو انتخاب نکنی. تازه اگر واقعاً اونو می ‌خوای،

 حاضرم که همین جوری بدمش به تو".


پسر کوچولو با شنیدن این حرف منقلب شد. او مستقیم به چشمان مغازه دار نگریست 


و در حالی که با تکان دادن انگشت سبابه روی حرفش تاکید می‌کرد گفت:


" من نمی ‌خوام که شما اونو همین جوری به من بدید. اون توله‌هه به همان اندازه

 توله‌ های دیگه ارزش داره و من کل قیمتشو به شما پرداخت خواهم کرد.

در واقع، ٢ دلار و ٣٧ سنت شو همین الان نقدی میدم و بقیه شو هر ماه پنجاه سنت،

تا این که کل قیمتشو پرداخت کنم".


مغازه دار بلافاصله گفت: "شما بهتره این توله رو نخرید، چون اون هیچوقت قادر به

 دویدن و پریدن و بازی کردن با شما نخواهد بود".


پسرک با شنیدن این حرف خم شد، با دو دستش لبه شلوارش را گرفت و آن را بالا

 کشید.

پای چپش را که بدجوری پیچ خورده بود و به وسیله تسمه‌ ای فلزی محکم نگهداشته

شده بود، 


به مغازه دار نشان داد و در حالی که به او می‌نگریست، به نرمی گفت:


" می بینید، من خودم هم نمی‌توانم خوب بدوم، این توله هم به کسی نیاز داره که

وضع و حالشو خوب درک کنه ........

 

تاريخ چهارشنبه 1391/06/22سـاعت 1:14 نويسنده zahra&fatemeh| |

ســـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلام ......   

بچه ها این مطلب زیری واسه پسراس ولی خب بد نیس شما دخترام بخونید ببینید

 پسرا چه عوجوبه هایی هستن !!!!

*وقتی بعد از یک روز شلوغ براتون غذا درست کرد و با تمام خستگی کنارتون نشست

 بهش بگید:ممنون عزیزم ، خوب شده ، ولی کاش قبل از درست کردنش به مامانم زنگ

 میزدی و طرز تهیه این غذا رو ازش میپرسیدی ...

 

*وقتی در جمع فامیل خودتون هستید شکم بزرگ پدرزنتون رو سوژه خنده همه قرار بدهید.

 

*از صبح کتونی پا کنید و تا شب هم از پاتون در نیارید تا جورابتون بوی گربه مرده بگیرد و

 بعد با همان جورابها برید توی رختخواب.

 

*به صورتش نگاه کنید و باحالتی متاثر بگید:عزیزم چقدر پیر شدی...

 

*وقتی تخمه میخورید پوستهای تخمه را هر جای بریزید غیر از بشقاب جلوی دستتون.

 

*وقتی زنتون حواسش کاملا به شماست وانمود کنید زنتون رو ندیدید و یواشکی به

 بچه هایتون بگید:دوست دارید براتون یک مامان خوشگل بیارم!!.

 

*وقتی با تلفن صحبت میکنید به محض ورود همسرتون با دستپاچگی بگید :باشه ، 

من بعدا بهت زنگ میزنم ..و سریع گوشی رو قطع کنید..

 

*همیشه از گیرایی چشمهای دختر خاله ترشیده اتون تعریف کنید..

 

*خاطرات شیرین دوران مجردی خودتون رو با دوست دخترهای داشته و نداشته خودتون

براش تعریف کنید..

 

*وقتی با اون تو رستوران هستید با صدای بلند باد گلو بزنید..

 

*او را با اسمهای مختلف مثل :سمیرا ،مریم ، پریسا، آتنا، شیوا... صدا کنید و بعد بگید

 ببخشید عزیزم این روزها حواسم زیاد جمع نیست!!

 

***و در آخر سعی کنید یک چادر مسافرتی خوب یا ماشین راحت بخرید که شبهای که

 قراراست بیرون از خونه بخوابید ، زیاد سختی نکشید!!!؟

 

تاريخ دوشنبه 1391/06/13سـاعت 23:45 نويسنده zahra&fatemeh| |

سلام به همه بچه های خوب و با صفا نماز روزه هاتون قبول باشه تو این شبا ما رو

 هم از دعای خیرتون بی نصیب نکنید.....

دوس جونا المپیکو می بینین ؟؟؟ما که خیلی با عشق و علاقه داریم مسابقاتشو

دنبال می کنیم از ایرانیش گرفته تا خارجیشون از زن گرفته تا مردشون و از کوچیک

 گرفته تا بزرگشون....اره اینه که المپیک و ماه رمضون هم زماننو خیلی دیر دیر اپ

 می کنیم،ایشالا که به بزرگی خودتون می بخشین.....

خلاصه از هر چه بگذریم سخن دوست خوش تر است :

همون طور که خودتون شاهد و ناظر بودین بروبچ های ایران گل کاشتن تو این دو

 سه روز اخیر هر چقدر که المپیک قبلی گند زدن این سری جبران کردن فعلا که با

 این ۴ تا طلا که سه تاش به لطف بچه های فرنگی کار(سوریان و نوروزی و رضایی )

 رقم خورد 

 

.jpg

65.jpg

.jpg

 

 یکی شم بهداد خان سلیمی قوی ترین مرد جهان تو وزنه برداری گرفت دوازدهمیم 

 وبالا تر از خیلی از کشورهای مطرح که مثلایکیش اسپانیاس وایسادیم تازه تکواندو و

کشتی ازادم مونده که اگه حق بچه هامونو تو داوری ها نخورن ایشالا کلی طلا دیگه

 ام می گیریم...

 

2358_1381384_m01.jpg

2364_salimi 7.jpg

2359_salimi 2.jpg

 

اها راستی احسان حدادی خوش تیپم دیشب نقره گرفت که واقعا واسه کشور ما

 که یه پیست دو و میدانی درس حسابی نداریم و کلی داستانای دیگه  به اندازه طلا

 می ارزید.....دمت گرم واقعا اقا احسان....

 

1_74_77_3.jpg

 

سجاد انو شیروانی و نواب نصیر شلال وکیانوش رستمی تو وزنه برداری از سایر مدال

 اور ها برا کشور عزیزمون بودن ....

 

2317_9924_orig.jpg

 

2350_5.jpg

 

یه چیزتاسف بار حذف نا عادلانه و از روی بی انصافی اقای سعید عبد ولی عزیز بود

 که وااااااااااااااااااااااااااقـــــــــــــــــــــــــــــــــعا داورا از رو عمد حقشو خوردن واشک

یه بی گناهو در اوردن ایشالا که خدا به حق این شبای عزیز خودش از رو زمین نابود

شون کنه اونایی که اینجوری مثه اب خوردن حق مردمو می خورن...امین یا رب

عالمین...من مطمئنم اگه اینجوری حذفش نمی کردن دیشب ما حتما یه طلای

 دیگه می گرفتیم

الهــــــــــی که از گلو شون نره پایین..... خودمم کلی گریه کردم براش  ....

 نمی تونستیم ببینیم که انقد اسون حق یه نفرو بخورن اونوخت تو نتونی هیش کاری

کنی...

                                    الـــــــــــــــــهی عزیزم....

 

ay7i3936.jpg

                                                                        

b30i9258.jpg

                                                                        

 

اقا سعید تو واس ما قهرمانی گلیه نکن....

البته این دومین بی عدالتی بود که درحق ورزشکارای ما انجام میشد

تقریبا یه همچین بلاییم به سر علی مظاهری عزیز بوکسور خوب کشورمون اوردن

که حداقل داور اون مسابقه یه ۵ جلسه محروم شد یه کم دلمون خنک شد گرچه

 واس داش علی دیگه فایده ای نداشت.....

اینها اینم قیافه نحص داور بازی علی مظاهریه

تف به روت....

 

 ولی خدایش خیلی زور داره که حریفی که  عبد ولی رو برده بیاد بگه با کمک داور

 تونستم بازیکن ایرانو شکست بدم اونوخت بذارن داوره همین جور  پرو پرو بازم صوت

 بزنه....خوبه حالا پیام بازیای المپیک برادریو همدلیه اینجوری داوری می کنن اگه یه

چیز دیگه بود چی؟؟؟؟حسودای بدبخت....خوشم می اد اخر سرم هر کاری کردن

 ایران قهرمان نشه نتونستن....

حالا از ایرانیا واستون گفتیم یکمم بریم سراغ این خارجکیا

اینا همه ورزشکارای شنا هستن

 امیدواریم که خوشتون بیاد.....

 

 b6b49_120730081346-american-gold-c-d3-horizontal-gallery.jpg
 
 
 ئه تو دیگه چرا گلیه می کنی ؟؟؟ توئم دلت واس اق سعید ما سوخته؟؟؟
 
 
77b45_120804080857-womens-medley-gold-1-horizontal-gallery.jpg
 
 
اینم تیم شنای ۴ نفره بانوان ....
 
61866_120731083850-us-gold-swim-horizontal-gallery.jpg
 
 
اینم اقایانشونه....
 
 
93316_120802083649-phelps-medley-gold-06-horizontal-gallery.jpg
 
 
 سمت چپی رو که می شناسین داش فیلیپس خودمونه....
این راستیم لوچت خان می باشن که بعد از داش فلیپس بهترین شنا گر امریکا هستن
کل کل دارن با هم عجیب....
 
 
chad-le-clos-goldmedal-120731g640.jpg
 
 
ایشونــــــــــــم چاد د کلوز هستن ۱۹ ساله از افریقای جنوبی... که گوی قهرمانی  رو از
 
فیلیپس همیشه قهرمان ربوده.... گوارای وجودت باشه.....
 
 
                               _swiming_womens_1.jpg
  
    
                                 فقط محض خجالت کشیدن گذاشتیم
                                   خدمتتون عرض کنیم که با ۱۵ سال
                                       سن مدال طلای المپیکو برد 
                                                       همین.....
 
 
 
         بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar22.com
 
اهان راستی نظر سنجیمونم المپیکی کردیم اینم جواب نظر سنجی قبلیمونه
 
یادتون نره تو نظر سنجی جدیدمون شرکت کنین... 
 
 

محمد خان ۳۴رای

داش امیر مهلبون۱۷

ارش خان کمالوند و اق سعید خوشتیپم ۱۲رای

ارش خان کشاورزی۷

اق فرهاد فیگور گیر۳

بنابر به رای شما دوستان اگه یکی از این بچه ها در اینده زن بگیرن محمد خان

 از همه ذی ذی تر خواهن شد!!!!!کاش می بودیمو می دیدیم

 

اینم البوم نظر سنجی جدیدمون:

 

نوشاد عالمیان        احسان حدادی          امید نوروزی            حمید سوریان
 
201201031816302.jpg2011022411105715.jpgomid_noorozi.jpg48185986697938358972.jpg
 10-9-26-1635710-9-26-153938309_dsc_5009.jpgb.640.480.0.0.stories.akhbar.10-5-88.img_4735.jpg100909669176.jpgb.640.480.0.0.stories.akhbar.31-6-88.a.jpg
                                              

 بهداد سلیمی      سعید عبدولی              یوسف کرمی            مهدی تقوی
 
   علی مظاهری      محمد باقری معتمد


   بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar22.com



پاداش مدال طلا براي سعيد عبدولي به دستور رئيس جمهور

رئيس جمهور به وزير ورزش و جوانان دستور داد به دليل برخورد ناعادلانه با سعيد
 
 عبدولي در مسابقات کشتي فرنگي المپيک لندن پاداش مدال طلا براي اين کشتي
 
 گير جوان درنظر گرفته شود.
 

رئيس جمهور به وزير ورزش و جوانان دستور داد، نظر به شايستگي‎هاي سعيد

عبدولي، قهرمان کشتي فرنگي کشور و برخورد ناعادلانه با وي در المپيک، مدال

 اين کشتي گير جوان طلا محسوب شده و مورد تقدير شايسته قرار گيرد.

متن اين دستور به شرح زير است:

بسمه تعالي


جناب آقاي عباسي


وزير محترم ورزش و جوانان

 

با سلام و احترام


نظر به شايستگي‌هاي قهرمان کشتي فرنگي کشور جناب آقاي سعيد عبدولي و

درخشش وي در بازي‌هاي المپيک و با توجه به برخورد ناعادلانه‌اي که نسبت به او

 انجام شده است، حسب دستور رياست محترم جمهوري لازم است مدال ايشان

 طلا محسوب شده و مورد تقدير شايسته قرار گيرد.

 

سعيد عبدولي ،کشتي گير شايسته کشورمان در دومين مسابقه خود در جريان

 پيکارهاي وزن 66 کيلوگرم مسابقات کشتي فرنگي بازي‌‎هاي المپيک 2012 لندن

 با ناداوري مغلوب حريف فرانسوي شد و از دستيابي به مدال در اين رقابت‌ها بازماند.

 

ღ♥ღღ♥ღღ♥ღღ♥ღღ♥ღღ♥ღღ♥ღღ♥ღღ♥ღღ♥ღღ♥ღღ♥ღღ♥ღღ♥ღღ♥ღღ♥

 

 سعید عبدولی:بنا نبود داور را تکه تکه می کردم/

در جوانی پیرم کردند/مشخص نیست شاید از کشتی

 خداحافظی کنم ...

کشتی - قهرمان کشتی فرنگی ایران می گوید داور با او کاری کرد

 که شاید برای همیشه از دنیای ورزش خداحافظی کند.

 ضربه آنقدر شدید بوده که تصمیم گرفته از دنیای کشتی خداحافظی کند.از

 ناراحتی می خندد.کاملا مشخص است که دارد خود خوری می کند.باید 4

 سال دیگر انتظار بکشد تا المپیک از راه برسد.البته اصلا مشخص نیست که

 چه اتفاقی در آن سال می افتد.سعید عبدولی می گوید در جوانی پیرش کردند

 و آرزوهایش را برباد دادند.سعید که هنوز هم بغض بزرگی گلویش را می فشارد

 از خدا می خواهد تا با او صبر بدهد.«حسرت بزرگی بر دلم ماند.هنوز داغ هستم

 و نمی دانم چه بلایی سرم آمده.حالا به ایران که بیایم رفت رفته تاثیرات این ناکامی

 خودش را نشان خواهد داد.»سعید که حسابی از دست داوران آن مسابقه ناراحت

 است می گوید اگر محمد بنا نبود یقه داور را در وسط تشک می گرفت و او را

 تکه تکه می کرد:«باور کنید این کار را می کردم.او زحمات چندین و جند ساله ام

 را به باد داد.»

اصلا چطور شد که این اتفاق افتاد.هنوز هم باورش سخت است که به همین راحتی

حق تو را خورده باشند.


قسمت بود دیگر.هر چه خدا بخواهد همان می شود.قسمت من هم این بود مه با

ناداوری در این رقابت ها حدف شوم.دیگر کاری نمی توان کرد و همه چیز تمام شده

 است.


عصبانی بودی،خیلی عصبانی.یک دفعه بغض ات ترکید و همان جا گریه کردی؟


تلاش زیادی کردم تا خوددار باشم و خودم را کنترل کنم.اما این شرایط برایم خیلی

 سخت بود.من زحمت زیادی کشیده بودم.داور کاری کرد که تمام آرزوهایم بر

 باد رفت.

می خواستم در وسط تشک یقه اش را بگیرم.باور کنید اگر بنا نبود تکه تکه اش

می کردم.ولی به احترام مربیانم رفتم و با او دست دادم.


الان به نظر وضعیت بهتری داری.می خندی و ....


نخندم چه کار کنم؟خیلی برایم گران تمام شد.من یک عمر برای رسیدن به مدال

 زحمت کشیدم.اگر او این کار را با من نمی کرد می توانسم مدال بگیرم.الان می

 خندم چون خیلی ناراحتم و غیر از خنده نمی توانم کاری کنم.باور نمی کنید اگر

 بگویم که از روی اجبار خنده روی لبانم هست.چون زمان به عقب بر نمی گردد و

 المپیک لندن برای من تکرار نخواهد شد.فقط از خدا می خواهم که به من صبر بدهد

 که بتوانم این ماجرا را تحمل کنم.


به نظرت چقدر زمان نیاز است تا سعید عبدولی از این شرایط خارج شود؟


هر چه از زمان مسابقه می گذرد بدنم سرد تر می شود.فعلا داغ هستم و چیزی

 متوجه نمی شوم.هر چه که می گذرد بیشتر روی من اثر می گذارد.من هنوز به

ایران بر نگشته ام اما فکر می کنم با ورودم به ایران بیشتر اذیت می شوم.فکر

می کنم این اتفاق تاثیر زیادی روی من و خانواده ام خواهد داشت.چون آنها هم مثل

 من به طور مستقیم با این قضیه در ارتباط هستند.


اما ماجرایی که برای تو پیش آمد از یک طرف به مردم هم ارتباط پیدا می کند.آنها

 دوست دارند قهرمان خودشان را آماده و سر حال ببینند.


با شناختی که از خودم دارم سعی می کنم زودتر از زمانی قابل پیش بینی به

 میادین برگردم.یک جورهایی لجباز شده ام و می خواهم آنقدر تمرین کنم تا در

 المپیک بعدی این ناداوری ها را جبران کنم.نباید کاری را نیمه تمام بگذارم.می

خواهم کار نیمه تمام لندن را در برزیل به پایان برسانم.البته تمام این شرایط منوط

 به این است که در کشتی بمانم.


مگر قرار است اتفاقی بیفتد؟سعید عبدولی می خواهد از کشتی خداحافظی کند؟


نمی دانم.هنوز چیزی مشخص نیست.بادی چند روزی روی این قضیه فکر کنم.در انی

 مدت ضربه ای به من زدند که به هیچ کس نزده بودند.المپیک،مسابقات جهانی که

 نیست.المپیک هر 4 سال یک بار برگزار می شود.وقتی آدم را در اوج جوانی پیر می

 کننددیگر چه انتظاری باید داشت؟نمی دانم.هنوز تصمیمی نگرفته ام و باید به ایران

 برگردم تا ببینم که چه تصمیمی می خواهم بگیرم.


به نظرت بنا اجازه این کار را به تو می دهد؟شاید الان به قول خودت داغ هستی

 و این حرف ها را می زنی.مطمئنا در روزهای آینده نظرت تغییر خواهد کرد.


آقای بنا به من کمک زیادی کرده است.امیدوارم حالا هم که این شرایط برای من

 پیش آمده او کمکم کند.مشکل اینجاست که تا المپیک بعدی 4 سال طول می کشد

وواقعانمی توانم این 4 سال را تحمل کنم.حسرت بزرگی را بر دل من گذاشتند.من

 می توانستم برای ایران مدال بگیرم اما آقایان طوری سرم را بریدند که ...می جنگم،

آنقدر می جنگم تا حقم را در المپیک بعدی از ناداورها بگیرم.


حالا واقعا حریفان سرسختی داشتی؟به خصوص آن فرانسوی که مدال المپیک

 را در کارنامه اش داشت.


من هیچ حریف سرسختی نداشتم.حتی آن حریف ترکیه ای هم سخت نبود.او در

 عین ناباوری بدنش را روغن مالیده بود تا من نتوانم با او کشتی بگیرم.اما بلایی

 سرش آوردم که خودش هم فهمید حق با من بوده است.


حریف فرانسوی ات چطور؟


او راحت ترین حریف من بود.اما قرعه فال به نام من دیوانه زده بودند و باید در این

 مسابقه بازنده می شدم.


عبدولی از المپیک حذف شد.اما کشتی فرنگی ایران توانست تمام طلسم ها را

بشکندو سه مدال خوشرنگ طلا را به دست بیاورد.نطرت در این مورد چیست؟


افتخار می کنم.ما قهرمان المپیک شدیم و این حق ایران بود.ایران می توانست

در این رقابت ها 4 مدال طلا داشته باشد اما اجازه ندادند.نمی خواستند موفقیت

 بچه ها راببینند.به همین دلیل سر من را بریدند.خوشحالم که از این به بعد در خانه

 کشتی و سمت چپ سالن عکس بچه های فرنگی کار را آویزان می کنند.خوشحالم

 که حال اسمی هم ازبچه های ما می آید.معنای کشتی فقط آزاد نیست و بچه های

 فرنگی افتخارات زیادی را برای ایران آورده اند. 

 

 

 

ღ♥ღღ♥ღღ♥ღღ♥ღღ♥ღღ♥ღღ♥ღღ♥ღღ♥ღღ♥ღღ♥ღღ♥ღღ♥ღღ♥ღღ♥ღღ♥ღ

 

مادر سعید عبدولی : نگذارید پسرم گریه کند !

 

به گزارش مشرق، از همان سوت اول معلوم بود كه چه خوابي براي قهرمان ايران

 ديده‌اند، تذكر پشت تذكر و اخطار پشت اخطار، آخرش هم سوت پايان و تلخي شكست

 و آب سردي كه روي پيكر عبدولي ريخته شد. همه مردم ايران در آن لحظات نگاهشان

 به قاب تلويزيون دوخته شده بود و شكست پهلوان خود را باور نمي‌كردند. اما در همين

 لحظه مادر اين پهلوان در حال دعا بود؛ دعا مي‌كرد كه ديگر ورزشكاران ايراني پرچم

كشورش را بالا ببرند.

مادر سعيد عبدولي باخت فرزندش را قبول ندارد. او درباره حضور پسرش در المپيك و

شكست ناباورانه‌اش با نادواري به ايسنا گفت: «از نظر من سعيد نباخته چون همه ديدند

 كه با ناداوري حق او را خوردند. حالا خدا را شكر كه اگر سعيد طلا نگرفت و پرچم ايران

 را بالا نبرد، بقيه توانستند اين كار را بكنند. آنها هم پسر من هستند و مثل سعيد براي

همه‌شان دعا كردم.»

دلش پر است از ناجوانمردي قاضي ميدان و ناراحتي در كلامش موج مي‌زند! غصه‌اش

 اما از باخت پسرش نيست؛ «از لحظه‌اي كه سعيد روي تشك رفت، داور به او تذكر داد

 و من فهميدم كه مي خواهد سعيد را ببازاند. من از اين ناراحت شدم كه آنها چنين

برنامه‌اي را پياده كردند. 15 سال است كه سعيد از خوشي‌ها و جشن‌هاي ما دور بود،

 چون مي خواست پرچم ايران را بالا ببرد. همه مي‌دانند كه مادر چه زجري مي‌كشد

 و چه آرزوهايي براي فرزندش دارد.»

مادر عبدولي درخواستي هم از مسئولان دارد كه شنيدنش گوش شنوا مي خواهد:

«سعيد براي پرچم ايران و كشورش تلاش مي‌كرد. هدف او سربلندي ايران بود و هست.

 از مسئولان كشور مي خواهم كه همان طور كه رييس جمهور پيام داد، نگذارند حق

سعيد ضايع شود. سعيد دو روز است كه گريه مي كند، ما چيزي نمي‌خواهيم، فقط

نگذارند پسرم گريه كند، جز اين هيچ انتظاري از كسي ندارم.»

سعيد بايد خيلي خوشبخت باشد كه مادر و پدري اين چنين بزرگوار و دريادل دارد.

مادرش كه دعاي خود را پشتيبان او كرده، پدرش هم احساسش را روانه لندن كرده و

مي‌گويد: «سعيد تلاش زيادي كرد و زحمت كشيد. او چند سال در اردو بود. دو دوره

 قهرمان جوانان جهان و قهرمان آسيا و بزرگسالان جهان شده است. همان لحظه‌اي

 كه داور سوت شروع مسابقه را زد فهميدم كه مي خواهد حريفش را برنده كند. آن

 لحظه قلبم ايستاد و زدم زير گريه. سعيد مي توانست قهرمان المپيك شود، اما آنها

 برنامه ريخته بودند كه نگذارند.»

پدر عبدولي نيز گفت: «وقتي رييس جمهور پيام داد و گفت كه سعيد قهرمان است،

همه استان خوشحال شدند. سعيد اعجوبه‌ كشتي ايران و جهان است. من او را بزرگ

 كردم كه پرچم ايران و اسلام را بالا ببرد و دل مردم و رهبر را شاد كند. من فقط از اين

 ناراحتم كه ناداوري را سر بچه من خالي كردند.»

سعيد عبدولي تلاش خود را كرد و تا جايي كه مي توانست جنگيد. حالا نوبت مسئولان

 كشور است كه وارد كار شوند: «از رييس جمهور و مسئولان ورزش مي‌خواهم كه سعيد

 را دلداري دهند و همان گونه با او رفتار كنند كه با قهرمانان رفتار مي‌كنند. همه مردم اين

 انتظار را دارند. نبايد به خاطر يك باخت كه با ناداوري بود، تلاش‌هاي سعيد فراموش شود.

بايد از او هم مانند قهرمانان تقدير شود، چون او اميد طلايي ايران بود. من يك ايراني‌ام

 و از اين كه ايراني‌ها مدال بگيرند افتخار مي كنم، اما مي‌خواهم به سعيد روحيه بدهند.»

پدر عبدولي ادامه مي دهد:‌ «من پنج پسر دارم كه همه آنها مي توانند قهرمان دنيا و

 المپيك باشند. مسئولان بايد استعداديابي كنند. من دو پسر شش و هفت ساله دارم

 كه وقتي حق سعيد را خوردند، گريه مي كردند. اين‌ها غيرت و تعصب ايراني را فراموش نكرده‌اند.»

وي از رسانه‌هايي كه به انتشار اخبار ورزشكاران مي پردازند هم تشكر كرد و گفت:‌

«خبرنگاران ورزشي كم از قهرمانان ندارند. اين‌ها دل ورزشكاران را شاد مي كنند.

 خواسته‌ام از رسانه‌ها اين است كه از سعيد حمايت كنند و از او بگويند تا روحيه‌اش

عوض شود. خدا شاهد است كه در اين دو روز خورد و خوراك نداشته‌ايم، ما اين روزها

 حال خوبي نداريم.»

 

تاريخ پنجشنبه 1391/05/19سـاعت 2:54 نويسنده zahra&fatemeh| |

Design